• صفحه اصلی
  • خبرها
  • شعر
  • داستان
  • گفتگو
  • طنز
  • مقاله
  • پژوهش
  • نقد
  • کارگاه
  • ترجمه
  • ادبیات جهان
  • زندگی نامه
  • نقاشی
  • کاریکاتور
  • سینما و فیلم
  • موسیقی
  • دکلمه
  • خانه تصویر
  • اندیشه
  • ویژه نامه ها
  • خاطره ها

  • هفته نامه سیمرغ شماره ۶۴ سیمرغ

  • اعلانات مسابقه شعر صدای عدالت

دمبوره؛ موسیقی مشترک کشور های آسیایی میانه

تهيه شده توسط : مدیر سایت   -   ۲۹ حمل ۱۳۹۱

دمبوره؛ موسیقی مشترک کشور های آسیایی میانه

(بارویکرد به دمبوره ی هزارگی و قزاقی)

دمبوره آله­ای از میان سایر آلات موسیقی است که فقط با دست و آن هم فقط با چند انگشت محدود نواخته می شود. صدای این آله موسیقی در مقایسه با آله های در حقیقت هم خانواده اش همچون سه تار، گیتار، رباب، ویالون و… بلند و تا حدی نیز متمایزتر است. به لحاظ ساحه جغرافیایی؛ دمبوره به عنوان یکی از آله های مهم در هنر موسیقی، بیش تر میان کشورهای آسیای مرکزی مثل قزاقستان، ازبکستان، افغانستان، تاجکستان، قسمت غربی چین تا ایران، ترکیه، قفقاز و بالکان، رائج است و کاربرد خاصی دارد و عموماً موسیقی سنتی این کشورها را تشکیل می دهد.

اما تفاوت­هایی البته در سبک نواختن این موسیقی در مقایسه با فرهنگ ها و سنت های مختلف این کشورهاوجود دارد که تا حدود قابل توجهی، میان مثلاً سبک دمبوره هزارگی در میان ملیت هزاره افغانستان تا سبک بخصوص آن در ایران و یا قزاقستان و همین طور میان هریک از این کشورها، تفکیک به میان می آورد. با وجود این، اما بست کلی و صدایی که از این تارها با کاسه ی چوبی آن از نوک انگشتان نوازنده اش بر می خیزد، همان یک نوع است؛ صدای تا حدود خیلی نغز و دلنشین که در هنگام نواختن، نه تنها به نوازنده آرامش خاصی می دهد، بلکه می تواند مخاطبانش را خیلی خوب جذب کند.

دمبوره که در میان فرهنگستان هنر موسیقی ایران و برخی دیگر، به اسم دوتار نیز یاد می شود، از دیر زمانی اصالت خود را حفظ کرده تا جایی که گسترش و هیبت بازار موسیقی مدرن، هیچ خدشه ای بر آن وارد نکرده، و دمبوره تا حد عنصر مقدس فرهنگ دیرپای مردمش، از احترام و اعتبار برخوردار است. همین یک اصالت قائل شدن به آن باعث شده است یک رگه از فرهنگ عمومی مشترک و یک خط واضح فرهنگی را میان این کشورها به وجود بیاورد که از نظر فرهنگی آن ها را به همدی گر وصل می سازد.

اما در این مقال کوتاه حرف ما در حدود معین خودش خلاصه می شود: در زیر آن چه اشاره می گردد به وجه مشترک این آله ی موسیقی سنتی میان دو ملیت است: دمبوره هزارگی و دمبوره قزاقی.

ابتدا باید گفت که دمبوره در کشور قزاقستان- میان ملیت قزاق- از همان صلابت و جایگاهی برخوردار است که در میان سایر کشورهای مربوط اش. شور و هیجان و علاقه به دمبوره تا اندازه ای است که ملیت قزاق از زن و مرد، دختر و پسر و پیر و جوان تا جایی که امکان دارد، به نواختن آن مبادرت می ورزند و از پرده های صوتی کشدار و روح نواز آن حظ می برند. به خاطر حفظ اعتلا و اصالت دمبوره است که مراسم های گوناگون و ارکسترهای بزرگ موسیقی همراه با صدای دمبوره است و آله دمبوره با همان یک کاسه مختصر چوبی با دوتار روی صورتش، خیلی خوب مخاطبانش را به هیجان می آورد.

دمبوره اما در میان ملیت قزاق از جایگاه ویژه تری برخوردار است. به همین دلیل است که حضور دمبوره و صدایش البته به سبک قزاقی آن تقریباً در تمام برنامه ها و جشن ها و مراسم های هنری و فرهنگی ملیت قزاق ملموس است. دمبوره به عنوان اصیل ترین هنر این مردم به شمار می رود. از جشن استقلال گرفته تا جشن همبستگی های ملیت های ساکن این کشور و جشن های بزرگ دولتی دیگر و در تمام مراسم های فرهنگی و حتا اجتماعی همچون اعیاد، عروسی و حتا محفل های دوستانه پسران و دختران، دمبوره حضور پررنگ خود را دارد. با ابهت تارهای این آله موسیقی و صدای دلنشین آن است که اکنون دسترسی به دمبوره و نواختن آن هنر بزرگ محسوب شده و باعث افتخار افراد می گردد. پس جای تعجب نیست اگر دیده شود که مرد و زن همه در راه آموختن دمبوره زحمات زیادی را متحمل می شوند.

در زبان قزاقی دمبوره با اندکی تغییر این گونه تلفظ می شود: “دومبیره”. که در حقیقت همان یک اسم و یک تلفظ است. در میان ایرانی ها دمبوره را به اسم دوتار می شناسند، در میان فارسی زبانان افغانستان نیز این آله دمبوره گفته می شود و همین طور در میان سایر کشورهای آسیای مرکزی که دمبوره یا دوتار، نقش ویژه ای به فرهنگ آن ها قائل است و رفته رفته اکنون تبدیل به یک سنت فرهنگی شده است و به لحاظ بار محتوایی، ارزش زیادی برای مردمش دارد. در حقیقت همین اسم واحد این آله ی موسیقی است که اشاره به ریشه واحد فرهنگی میان کشورهای آسیای مرکزی را نشان می دهد و این‎که از قدیم این آله، گستره ی بزرگ جغرافیایی را دربر می گرفته و یکی از اسباب مهم برای فرهنگ بوده است.

در قزاقستان نیز همان گونه که اشاره رفت، دمبوره جایگاه ویژه در میان سایر آلات و اسباب موسیقی دارد. برای همین است که بخصوص در جشن های عروسی و آن هم بیش تر در هنگام “بیتاشر” (دیدن صورت عروس) فقط دمبوره است که با صدای هرچه دلنشین تری، نواخته می شود.

و اما در افغانستان؛

همه ی مردم افغانستان با اسم دمبوره آشنایند و هر از گاهی از محفل هایی که صدای دمبوره در آن نقش اصلی را بازی می کند، شورمندانه شرکت می کنند و از صدای آن حظ می برند. درست مثل نوروز امسال کابل که در یکی از مهم ترین برنامه های کشف استعداد موسیقی در میان جوانان کشور افغانستان، یک هنرمند هزاره با نواختن دمبوره اش مقام اول را از آن خود کرد. اما دمبوره در افغانستان موسیقی اصلی ملیت هزاره است. موسیقی سنتی ملیت هزاره که کتله بزرگ فارسی زبانان افغانستان را نیز تشکیل می دهد. در میان این ملیت دمبوره از نقش و همان جایگاه برخوردار است که در میان ملیت قزاق و همین طور در میان ایرانی و تمام کشورهای آسیای مرکزی.

دمبوره در گویش هزارگی یک اسم ترکیبی است که مصدر آن را: دم به مفهوم “نَفَس” و بور به معنای “بیرون شدن” است . بر این اساس دمبوره یعنی نفس بیرون کردن، نفس بیرون کردن یعنی نفس راحت کشیدن و غم خطا کردن و غم فراموش کردن.

نمی توان برای دمبوره در فرهنگ هزاره ها، پیشینه ای سنجید و یا تعیین کرد. شاید عبارت دقیق تر کلمه این باشد که بگوییم دمبوره با پیدایش هزاره ها همقدم بوده است. همان گونه که اکنون است و پسرهای تازه زبان کرده حتا به آن دسترسی دارند و به کمک و تشویق والدین شان، سعی در آموختن دمبوره می نمایند.

دمبوره در میان هزاره های افغانستان به عنوان موسیقی سنتی اصیل و اصلی، در تمام محافل رسمی و غیر رسمی حضور پر رنگ خود را دارد. همه ساله در جشن راه ابریشم که در ولایت تاریخی و فرهنگی بامیان برگزار می شود، گروهی در حدود پانزده تا بیست هنرمند برتر هزاره که به نواختن دمبوره دست بالایی دارند، در صف منظم در حضور هزاران شهروند و توریستانی که با شور و هیجان تمام از بسیاری کشورهای جهان وارد بامیان می شوند، دمبوره می نوازند و ترانه راه ابرشم را می خوانند. گویا ابهت سرزمین بامیان: بوداهای بزرگ ولی فرو ریخته، شهرهای تاریخی چندین هزاره ساله ضحاک و غلغله و تمام نگاره های تاریخی روی دیوارهای سنگی آن، روحش را با نوای ناب دمبوره ملهم می سازند و چنان شکوه جاویدی را به فضا و محیط اطرافش می پراکند که مخاطب را در دو دنیای از اشک و احساس، نوستالژیای ابهت گذشته و حالی که با کیفیت متناسب به خودش، از سر می گذرد، قرار می دهد.

همین طور دمبوره به عنوان موسیقی اصیل در میان هزاره های افغانستان، همانند ملیت قزاق در تمام مراسم، اعیاد و محافل فرهنگی جایگاه ویژه خود را دارد. به لحاظ اجتماعی، دمبوره یک نوای ملهم با رمانتیسیم را در فضای جوانی جوانان هزاره از دختر و پسر بذر می پاشد. به این لحاظ، وصف انگیزترین جلوه دمبوره در مسایلی نظیر عشق، نوای کاملاً خاص آن است که با اشعار محلی همراه است و حرفی است به درازای قصه لیلی و مجنون میان دو کس: عاشق و معشوق و معشوقه.

اما به دلیل موجودیت شرایط خاص اجتماعی، دمبوره در بسیاری از محلات هزاره کمی با سانسور همراه است. حتا همین امر باعث شده است از دمبوره برای محافل شب نشینی ها و نظایر این ها استفاده شود. دمبورچی ها(نوازندگان دمبوره) گاهی ناگزیر می شوند که دور از نظر عام آن را در محفل های خودمانی پنهانی بنوازند. این شاید به خاطر قلمرو ممنوعه ی عشق از دیدگاه برداشت های مذهبی مردم باشد. در حالی که در کشورهای دیگر بخصوص در میان ملیت قزاق در هر شهر و محلات ارکسترهای گوناگون موسیقی به صورت کاملاً آزاد و بدون کم ترین ممنوعیتی دایر می گردد و دمبوره در آن جلوه گری می نماید.

دمبوره همین طور اکنون تبدیل به یک سمفونی رازدار و با شکوه، خودش را با حیات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی هزاره ها و ملیت قزاق، عجین ساخته است. دیدن فیلم تخریب بودا به توسط بی رحمت رین و بی فرهنگ و بی خردترین رژیم قبیله یی طالبانی، بدون سمفونی دمبوره، نمی تواند اشک آدم را دربیاورد. دیدن فیلم های مستند در مورد زندگی هزاره ها در افغانستان بدون سمفونی دمبوره چندان لطفی ندارد. دمبوره هویت مردمانش است. دمبوره است که فرهنگ ملیت هزاره را در افغانستان در کنار علاقه ی خاص آنان به فراگیری علوم عصری و مدرن و آموختن آموزه های فرهنگ نوین و سازه ها و راژمان فرهنگ جهانی، به سرحد اعتلا رسانده است و تبدیل کرده است به نمونه.

در این جا به چند نمونه اشعار هزارگی توجه می کنیم که غالباً هر هنرمند هزاره آن را با صدای دمبوره اش زمزمه می کند. ببینید آن ها همه حکایت های تلخ تاریخی را در خود دارند: کمی از عشق، از تاریخ، از دوری و غربت و مهجوری، از انسان دوستی، رمانتیک گرایی، همنوع گرایی و حتا نوع بارز دیدگاه های اومانیسمی، از زیبایی شناسی و از دنیایی که مانند دو کفه نابرابر ترازو است و دست آخر آرزوی اعتلا به فرهنگ انسانی:

 

الا ای دمبوره ای راز جانم = تویی فریاد قلبی ناقرارم = توگویی درد و غم های وطن را

توگویی ناله های پُرمحن را  = اَلا ای دمبوره تو دل ستانی = تو از آبای من باشی نشانی

زتو من می شنوم آوای بابه = صداهایی زدردو رنج آبه = صدایی ازشهیدان و یتیمان

صدا از بیوه هاو از غریبان = تمام تاریخم باشی برایم = زتار تو همی آید صدایم

صدایم صدایم صدایم ! = صدای رنج و غم های روانم  = روان پُر ز زخم و پُرفغانم

روانم روانم روانم ! = فغان ازظلم و استبداد ظالم

بخوان ای دمبوره بیداد ظالم = بیداد ظالم بیداد ظالم بیداد ظالم

* * *

اَلا ای دمبوره تو درد جانی = تویی رنج یتیم و بیکسانی = یگانه ساز رنج ما تو باشی

به غیر تو نداریم هیچ سازی = بنال ای دمبوره ای ساز غم ها = همیشه تارتو ساز غم ما

غم ما آتش سوزنده باشه = غم سوزنده ی دیرینه باشه = دیرینه باشه دیرینه باشه دیرینه باشه !

روا داشت هرکسی بر ما ستم ها = بجز ازتو که باشی یاور ما

* * *

بخوان ای دمبوره ای دمبورهِ مه = زغم های وطنداران بری مه = زغم های روان سوز یتیمان

زغم های جهان سوز غریبان = غریبانی که نانش را گرفتند = همه دارای و مالش گرفتند

الاهی خانه ی ظالم بسوزه  = که از ما غصب کرده مُلک و جاگه = مُلک و جاگه مُلک و جاگه مُلک و جاگه!

محمد یاسر راشد

ویرایش: مهدی زرتشت/قزاقستان؛ آلماتی

وسیقی: ۱

پژوهش: ۴

 

اشتراک با دوستان: بوکمارک پرينت     توييت

بدون نظر

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک کنید.





هفته نامه سيمرغ

دانلود آخرين نسخه الکترونيکي هفته نامه سيمرغ

شعر

دوشعر تازه از سید سکندر حسینی

دوشعر تازه از سید سکندر حسینی

۲۹ ثور ۱۳۹۲

ترجمه

کلوچه های جادویی

کلوچه های جادویی

۱۸ حمل ۱۳۹۲

سینما و فیلم

فعالیت هنری نشاط؛ از عکاسی تا کارگردانی

فعالیت هنری نشاط؛ از عکاسی تا کارگردانی

۱۰ حمل ۱۳۹۲

موسیقی

آهنگ استاد سرآهنگ

آهنگ استاد سرآهنگ

۲ ثور ۱۳۹۲

ویژه نامه ها

جایگاه فرهنگی و باستانی غزنه

جایگاه فرهنگی و باستانی غزنه

۳ حمل ۱۳۹۲



  • صفحه اصلی
  • مدیران
  • اعضا
  • وبلاگ های ادبی
  • سایت های ادبی
  • انجمن های ادبی
  • کتابخانه
  • آرشیو
  • نقشه سایت
  • تماس با ما

2012© - حق نشر مطالب برای وب سایت انجمن ادبی سیمرغ محفوظ میباشد.

طراحی و دیزاین توسط تک شارکس